تبلیغات
آقای آشـنا - مطالب ابر دلتنگی
منوی اصلی
آقای آشـنا
تمام بودنم، ماندنم و نوشتنم وقف نگاه و لبخند تو ای دلیل عاشقانه ها
  • نمیدونی دلتنگی با آدم چها میکنه. آدم دلتنگ، زمین و زمانو بهم میدوزه تا فقط از اونی که دلتنگشه، فقط یه خبر بگیره. حتی از دور... تو چی میدونی از حال دلم وقتی که شبا خدا رو قسم میدم که فقط توی خواب ببینمت؟ چی میدونی؟ "کسی که میگه دلش برات تنگ شده و کاری نمیکنه، یا داره دروغ میگه، یا معنی دلتنگی رو نمیدونه!"

    یه حالی، احوالی، خبری، یه "چه خبر؟ چیکار میکنی؟" ای، لامصب یه سری بزن. همه اینا یعنی منم دلم برات شده، یعنی برات ارزش قائلم، یعنی نگرانتم، یعنی هنوزم دوس ندارم کسی غیر من اسمتو بیاره، دستتو بگیره یا کنارت بشینه! یعنی قدر تک تک لحظاتی که با تو بودم رو میدونم... یعنی اون مدت از عمرت که با من بودی رو به هدر ندادی... یعنی چیزی به دست آوردم که هیچکسی نمیتونه اونو بهم بده! دلتنگی یعنی دلی دارم که هنوز یادت میکنه...

    همین چیزاست که به آدم انگیزه زندگی میده. تو نمیدونی ولی خدا میدونه، که این روزا انگیزه، به کلی از زندگیم رفته. تو نمیخواستی دلم بشکنه، باشه قبول!! اما نگو نمیخوای زندگیم نابود بشه، که باور نمیکنم! بزار لااقل اگه نیستی، مطمئن باشم اون مدتی که برات وقت گذاشتم، به هدر نرفته... که لااقل اون طرف دنیا دلی هست که هرازگاهی یادم بیفته حتی اگه به اندازه صدم ثانیه ای باشه... حتی به اندازه یه کلمه... بزار باور کنم بعد از ابراز صادقانه ترین و صمیمی ترین احساساتم، لااقل کسی رو دارم که بگه "این با بقیه فرق میکنه". 

    اما تو میدونی که اگه من این انگیزه رو به دست بیارم، بازم قانعت میکنم که برگردی... واسه همین نمیخوای این انگیزه رو بهم بدی... نمیخوای وقتی بهت فکر میکنم، خوبیات یادم بیفته. دوس داری اونقدر در نظرم زشت و بد و مهلک باشی که بالاخره ازت دل بکنم... بزار بهت بگم که من به خوبی قلب آدما باور دارم. شاید این یه نعمته شاید یه امتحان شاید یه عذاب! اما بهتره بدونی، من به خوبی قلبت ایمان دارم. هر چی ام ازت ببینم، نمیتونه منو ازت دلسرد کنه. من روز و شبای سخت زیادی رو گذروندم. اما هرگز ازت دلسرد نشدم. هرگز دست از مبارزه نکشیدم... من زنده ام... اگرچه دلتنگ!

    من به خوبی هایی که حتی خودت هم در خودت نمیبینی باور دارم. وایسادم که خودتم اونا رو ببینی.. که خودت رو مفت نفروشی... که کج نری... که نگی خدا فراموشم کرده... اما تو لجبازی... نمیخوای به حرفام گوش بدی... نمیخوای...

    متن رنگی از "پویا جمشیدی" است.

    ارسال دیدگاه
  • حامد عبدالهی یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 09:12 ب.ظ نظرات ()
    اگر مرا دوست داری به من بگو. اگر دلتنگم هستی، دلتنگی ات را با دو قطره اشک یا کلامی لرزان به من بفهمان. یا اصلا بگو. بگو دلتنگم هستی. تو به من بگو دوستم داری و بعد برو آن سوی کره زمین و دیگر نیا! اصلا هر کجا دوست داری برو. فقط اگر هنوز هم احساسی در سینه ات هست، از من دریغش مکن.

    عزیز من! تو نمیدانی بی حاصلی چقدر سخت است. تو نمیدانی درخت بی ثمر نشاندن یعنی چه! بگذار مطمئن باشم در ازای تمام وفاداری ام، در  قلبت جایی را به تسخیر خود درآورده ام که هرگز با کسی دیگر پر نمی شود. بگذار باور کنم بیهوده نبوده، بودنم، ماندنم و از عشق سرودنم. بگذار خیال کنم در گوشه ای از دنیا، شاید در ثانیه ای حتی، یک نفر دلش هوای مرا دارد، در گوشه ای از زندگی اش، خاطرات مرا ورق می زند، شاید حتی گهگاهی دلش برای بودنم تنگ می شود! اگر قرار است پاسخگوی سوالی باشم، بگذار این سوال "چقدر دلتنگم هستی؟" باشد نه اینکه در گمنامی واژه ها بپرسم "اصلا دلتنگم هستی؟".

    تو جانی. همان نوش دارویی که حال مرا خوب می کند. اگر بدانم دوستم داری، دیگر هر غروب اینقدر هوای عاشقی دلتنگ نیست. تو جانی و جان در میان کالبد خاکی من نمی ماند. اما همین که بدانم هستی و گوشه ای از هستِ تو، منم، دیگر عذاب پرسیدن اینهمه "چرا" و بی جواب ماندنشان را نخواهم داشت. 

    عزیزترینم... بهار با شکوفه هایش بهار است. زمستان با سرما و برفش، تابستان با گرما و عطشش و پاییز با زردی و نم بارانش و من نیز با تو منم و نیستی من با رنگ تو - همان ارغوانی مایل به فیروزه ای - رنگ هستی می یابد. اگر بدانم با منی، حتی اگر نباشی هم، روزگار خیلی سخت نخواهد گذشت. با توام ای آرامش محض، به من بگو!
    ارسال دیدگاه