حامد عبدالهی جمعه 8 تیر 1397 08:43 ق.ظ نظرات ()
توی زندگیم کارای زیادی کردم
بخاطر خیلیاش پشیمونم
اما تا ابد هم از اینکه بهش گفتم دوستت دارم، پشیمون نمیشم
حتی اگه تا یه چیزی اونور تر از ابد هم به درد دوری دچارم کنه
میگن عاشق شدن خوبه، ولی زمانی که عاشق کسی بشی که موندنی باشه...
اما من میگم عاشق شدنی خوبه، که در قید و بند رفتن و موندن کسی نباشه
آدما همیشه در گذرن، حتی اگه بمونن!
طرف مقابلت نیست که باعث شدت عشقت میشه!
این تویی و طینتت که تا چه حد بخوای پای عشقت خرج کنی...
بعضیا با دلشون میان، بعضیا با پولشون!
بعضیام مثل من با همه دار و ندارشون ...
برای من قماری در کار نبود
آدما با عاشق شدن، حتی با درد فراق کشیدن یا رفتن اونی که دوستش دارن، نمی بازن!
اونا وقتی می بازن که عشقشون ته بکشه!
وقتی که عشقشون با رفتن اونی که رفته، بره
وقتی جنازه عشقشون روی دستشون بمونه، اون روز روزِ باختنه
اما من نباختم... 
از یه جایی به بعد این احساس به پرواز در اومد
از یه جایی به بعد همه چیزو فهمیدم
اونجا فهمیدم که نیازی نیست ببینمش تا عشقش توی سینم گر بگیره!
لازم نیست صداشو بشنوم تا بازم دلم به عشقش بزنه!
لازم نیست کنارم باشه تا بخوام کنارش باشم...
حتی فهمیدم که بدیاشو هم دوس دارم
که با تمام بدیاش بازم عزیزمه...
که حتی اگر نخواد، نباشه، نیاد، و تا ابد دردمو درمان نکنه، بازم نمیتونم دوستش نداشته باشم
حتی اگه نابودم کنه ولی ازم کمک بخواد، حتی نمیتونم بهش جواب رد بدم
اینجا دیگه غرور معنایی نداره
آدم وقتی کسی رو دوست داشته باشه، عمیقا دوست داشته باشه، غرور که هیچ، جونشو هم براش میده
حال زلیخا رو میبینی؟ منم خیلی وقته همونجورم
همون اندازه دیوانه، همون اندازه پایبند، همون اندازه دردمند!
روز و شبام با درد داره میگذره ولی...
من به عاقبت این عشق خوش بینم
شاید خیلی چیزا از دست دادم
اما وقتی دیدم مسیر عشقم به خدا ختم میشه، همه دردا برام شیرین شد. نقمت رو نعمت میبینم و بر اون شاکرم
مطمئن باش اگه عشقت ته بکشه، عاشق خوبی نبودی!
حالا میتونم با افتخار بگم که بهترین کاری که توی تمام عمرم میتونستم بکنم، دوست داشتنش بود...
یه عشق زمینی که پله ای شد برای رسیدن به معشوق اصلی
و من مطمئنم روزی دست هر دومونو میگیره
دوری تموم میشه، روزای خوب میرسه
اونم نمیتونه زیاد دور بشه، چون هنوزم دوستش دارم!
و خدا محاله از عشقی که بنده ای رو بهش نزدیک کرده، به سادگی بگذره.. #مطمئن باش

پی نوشت اول: شاید اگه به اول برمیگشتم، دیگه بهت نمیگفتم که دوستت دارم. اما مطمئنا بازم دوستت داشتم! این بار اما در سکوت...
پی نوشت دوم: آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره...